14 ??? 1399

RSS Facebook

اعلانات

خبر های جدید

هیئت دولتی بامردم سپین بولدک دیدن کرد

هیئت دولتی بامردم سپین بولدک دیدن کرد

کابل/ ۱۳ اسد/ باختر هیئت بلند پایۀ دولتی...

سازمان صحی جهان از شیوع ویروس کرونا ابراز نگرانی کرد

سازمان صحی جهان از شیوع ویروس کرونا ابراز نگرانی کرد

کابل/ 13 اسد/ باختر سازمان صحی جهان ازاحتمال نبود هیچ چاره...

مشاور امنیت ملی با سفیر هند دیدار کرد

مشاور امنیت ملی با سفیر هند دیدار کرد

کابل / ۱۳ اسد / باختر داکتر حمدالله محب مشاور امنیت...

Youtube Player

khantry design

اعلانات

نوروز نامه آژانس باختر Featured

Written by  manager
Rate this item
(0 votes)

شیخ علی احمد فکور: سال نو خورشیدی سال فراوانی حاصلات زراعتی است.
شیخ علی احمد فکور ستاره شناس افغانستان، سال نو ۱۳۹۹ خورشیدی را سال فراوانی حاصلات زراعتی و درهمین حال سالی پر از چالش‌های چانه‌زنی سیاسی می‌داند که سر انجام منافع مردم افغانستان در‌آن رقم زده می‌شود.
او که دراین مورد با خبرنگار آژانس باختر صحبت می‌کرد، گفت: حلول سال خورشیدی به افق کابل، در ساعت ۲و ۱۷ دقیقه و ۳۹ ثانیه، روز جمعه است.
به گفته او، سال ۱۳۹۹ مانند سال گذشته سیلاب‌ها در پی دارد، فکور گفت: این سال کبیسه(۳۶۶ روز کامل) است.  ادریس ربانی

روایت ها  در مورد نوروز
در آمد آمد فصل رویش و حرکت دنبال آن شدیم که  برگ هایی از کتاب ها را ورق بزنیم از روایت ها  در این مورده را با شما شریک کینم.
عمر خیام حکیم پرآوازه در نوروز نامه نگاشته است:
سبب نام نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب هر سه صد و شصت و پنچ شبانه روز ربعی از شبانه روزبه اول دقیقه حمل بازآید وچون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد.
به روایت دیگرچون کیو مرث اول از ملوک عجم به تخت پادشاهی تکیه زد. خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ بگذارد. که مردمان آن را بدانند. بنگریست که آن روز بامداد آفتاب به اول دقیقه حمل آمد. موبدان را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از این جا آغاز کنند و موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند.
ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ در باب نوروز گفته است:
نوروز پیشانی سال نو است. سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانست که آفتاب را دور بوده و بازآید بدانجا که رفته باشد.
فرخنده ترین ساعات آن ساعت آفتاب است که صبح نوروز فخر سپیده به منتهی نزدیکی خود می رسد و مردم به نظر کردن آن تبرک می جویند.
فردوسی حکیم فرزانه گفته است:
جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی بر تخت زرین نشست. فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روزهرمزد) ازماه اول سال خورشیدی  بود. چون مردم این شگفتی را بدیدند. جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.
برخی نوروز را نوروز جمشیدی نامیده اند. زیرا که مراسم تاج گذاری جمشید شهریار پیشدادی در این روز انجام شده است.
به همین گونه روایت شده است که نوروز روزی بوده است که کاوه آهنگر علیه ضحاک ماردوش قیام کرد. در این روز فرشتگان از آسمان به زمین فرود آمدند و به کمک کاوه شتافتند. فریدون به کمک کاوه بر ضحاک غالب شد و  او را در کوه دماوند به بند کشید و مردم را از بیداد و ظلم او رهانید و مردم در آن روز شادمان شدند و به شکرانه این پیروزی جشن گرفتند.
در روایت ها به رویدادها و حوادثی نیز اشاره شده است که در نوروز اتفاق افتاده است.
به باورها در این روز خداوند بزرگ آدم را آفرید،حضرت موسی وحی گرفت، موسی به پیامبری برگزیده شد.حضرت سلیمان انگشتر حکمت خود را پس از چهل روز باز یافت. خلقت عالم پایان یافت. کشتی نوح از توفان و بلا نجات حاصل کرد. حضرت علی بر تخت نشست. سیاره منطبق با گردش روز و شب با هم برابر می شود و روز تولد دوباره بهار است که از خواب و انجماد طولانی زمستانی بر می خیزد.تهیه کننده: ماه بی بی علی  دادی
ماخذ ها: نوروز و بزرگداشت آن در بدخشان .جشن نوروز و منزل آن در میان ملل آریایی. نوروز دیروز و امروز

نوروز باستان فرا می رسد تا قبای زرد طبعیت را سبز کند و تن خسته درختان را با نسیم بهاری نوازش دهد.
برخی این جشن باستانی را جز فرهنگ این سرزمین می داند و شماری آن را کار مجوسان می دانند.
خبرنگار آژانس باختر درین باب با پوهاند دکتور اکرام الدین حصاریان استاد پوهنځی ادبیات پوهنتون کابل مصاحبه یی را انجام داده است که می خوانید.
س: شما در رابطه به پیشینه نوروزچی می گوید؟
ج: دررابطه به پیشینه نوروز باید گفت که قبل از این که آریاییان به این سرزمین بیایند در این جا بومیان نیز از نوروز تجلیل می کردند اما به مرور زمان فرهنگ و اعتقادهای آریاییان و بومیان با هم مخلوط شد و به یک فرهنگ جدید مبدل شد.
نظر به سند و آثار تاریخی، تاریخچه نوروز به دوران اساطیری، دوره پیشیدادیان و کیانیان در بلخ بر می گردد درآن دوران جشن های متعددی وجود داشت که مهم ترین آن جشن نوروز و جشن مهرگان بود.
مگر بعضی ها به این باور اند زمانی که جمشید (یما) روز اول پادشاهی خود را جشن گرفت آن روز مصادف بود به اول حمل همچنان کیومرث نیز در اول حمل پادشاهی خود را جشن گرفت.

س: نوروز در بستر زمان چگونه بوده است؟
ج: در این مورد باید گفت که در زمان آریایی ها از نوروز به خوبی تجلیل می شد و مردم در شش روز نخست سال تحفه ها وهدایای دیگری به پادشاهان آماده می کردند و از مشکل های شان برای پادشاه می گفتند، پادشاه تحایف آنان را قبول می کرد و به مشکل های شان رسیدگی می کرد بعد پادشاه نیز برای آنان تحفه می داد.
اما در زمان بعد از اسلام از نوروز به صورت موقت تجلیل آنچنانی نمی شد.
در شروع حکومت اموییان نیز از نوروز تجلیل نمی شد، اما بعد از آن که پادشاهان متوجه شدند که می توانند دراین روز تحفه های قیمتی به دست بیارند، نوروز را تجلیل می کردند.
در زمان عباسیان نیز از نوروز تجلیل می شد.
در زمان دولت های مستقل مثل سامانیان و طاهریان جشن نوروز به گونه با شکوهی تجلیل می شد که شعر های زیادی در این مورد وجود دارد.
زمانی که سلطان حسین بایقرا مقبره حضرت علی را در بلخ بنا کرد٬ از آن روز به این طرف از نوروز به گونه با شکوهی تجلیل می شد.
اما اکنون مردم با مراسم و سرگرمی های مختلفی چون بالا کردن جهنده در نقاط مختلف کشور، تهیه هفت سین و هفت میوه، خانه تکانی، رفتن به خانه اقارب، بزکشی و دیگر سرگرمی های ملی از نوروز تجلیل می کنند.

س: شماری نوروز را کار مجوسان می دانند شما چه می گوید؟
ج: مراسم هایی که در نوروز انجام می شود هیچ گونه تضادی با دین اسلام ندارد چون در نوروز مردم به پاکی منزل ها، پوشدن لباس های جدید و آراسته کردن خود، رفتن به خانه های اقارب و از بین بردن کینه و کدورت، تهیه غذا های متنوع و به انجام بازی و سرگرمی های مختلف می پردازند و در این روز همه خوشحالی می کنند که اسلام هیچ گونه مخالفتی با پاکی و شادی کردن ندارد.

س: حصاریان شما از نوروز چگونه تجلیل می کنید؟
ج: تجلیل نوروز نظر به هر منطقه فرق می کنند ما آمادگی برای نوروز را در بدخشان از 15 حوت  آغاز می کنیم، دکان داران بهترین مال های خود را در این روز به فروش می گذارند، اهالی منطقه به پاک کاری خانه و منطقه شان می پردازند، ما هفت میوه و هفت سین آماده می کنیم و در این روز ما به خانه اقارب خود می رویم و بعضی از مردم به زیارت ها می روند و دعا می کنند و بعضی ها بازی بز کشی را انجام می دهند.
در فیض آباد بدخشان در سه منطقه (مسجد خرقه فیض آباد، مسجد میر غیاث الدین غیاثی و زیارت میر یار بیک.) مردم جمع می شوند و جشن نوروز را برگزار می کنند.
گزارشگر: محمد عثمان عزیزی و سید احسان الله گردیزی

 


مردم: نوروز جشن طبیعت است
عالم دین: از نوروز به دور از دین و اعتقادات گرامی‌داشت شود مشکلی وجود ندارد
مردم افغانستان از فصل طراوت و زندگی مجددطبیعت قرن هاست که با رسم و آیین‌های نوروزی استقبال می کنند، رسم‌ها وآیین‌های ویژه نوروزی نسل به نسل میان افغانان انتقال یافته است وبسیاری این موضوع را به دلیل پایداری و برگزاری بدون تاخیر این جشن باستانی نسبت می‌دهند.
علی رغم آنکه نوروز باستان نماد تلاقی فرهنگ‌های دیرینه این سرزمین است اما شماری با باور‌ها وپندار‌های کاذب می خواهند بخشی از فرهنگ و تمدن این سرزمین را به دیگران تحفه دهند، به روایت تاریخ مردم افغانستان هرگز از نوروز به عنوان جشن مذهبی گرامی‌داشت نکرده‌اند بل رستاخیز طبیعت و زندگی مجدد طبیعت را با رسم و آیین‌های ویژه نوروز گرامی ‌داشته اند.
در همین حال، مولوی عبدالولی بصیرت سرمحقق در بخش علوم دینی اکادمی علوم افغانستان به خبرنگار آژانس باختر گفت که بزرگداشت از نوروز بحث اجتهادی است و امر قطعی بر آن نشده است.
به گفته او ، دیدگاه علما به نوروز دو گونه است، اینکه اگر نوروز مقدس شمرده شود که در آن ریشه های مذهبی وعقیده‌تی وجود داشته باشد، بزرگداشت از آن مردود است، ولی اگر نوروز منحیث  یک امر فرهنگی دور از دین واعتقاد بزرگداشت شود در آن مشکلی نیست.
به گفته عبدالولی بصیرت، هرگاه رسم ورواج‌های نوروزی بر مبنای اعتقاد و به نیت یک امر مقدس لازم دانسته شود، غلط است چون بدعت شمرده می شود جز اینکه به صورت طبیعی وبدون تقدس گرایی باشد.     
همین‌گونه شمس الحق باشنده شهر کابل، به خبرنگار آژانس باختر،گفت: بعضی کارهایی در نوروز انجام می‌شود که در اسلام جایز نیست.
ستایش و نیایش بهار، در حقیقت قدردانی از خالق طبیعت وتفکر در خلقت عالم است و حالا بزرگداشت از نوروز را بسیاری از افراد یک رسم وجشن طبیعت می‌دانند.
حامد رحمانی باشنده شهر کابل، نوروز را جشن طبیعت تعریف می‌کند، او گفت که نوروز جشن طبیعت است، طبیعت خودش را نو می کند، جشنی که زمستان تمام می‌شود و آنان خوشحال هستند که نوروز را بزرگداشت می‌کنند.
به باور دانشمندان هر‌آن عملی که نوید‌‌ دهنده و الهام بخش باشد وانسان را به حرکت و پویایی دعوت کند، نفس حرکت تاریخ و تکامل را بازگو می‌کند، در نوروزهم با تازه شدن طبیعت، انسان‌ها برای سال پیش رو مرام‌های را در نظرمی‌گیرند در حقیقت آغاز جدید می‌کنند.
عبدالحبیب پنجشیری آموزگار تاریخ در دانشگاه کابل، دراین مورد گفت: اعتقاد وباور من اینست که واقعاً نوروز، روز نو است و همه، چه انسان‌ها است چه سبزه‌است، چه هستی، روح تازه در کالبدش دمیده می‌شود واین روز روزی است که می‌تواند الگو باشد، سرمشق باشد نوید دهنده، الهام بخش باشد بر تمام انسان ذیروح در جهان که آنان را فرابخواند، به تحرک، برای حرکت، برای پویایی بیشتر، که فعال شوند، کارکنند و این خودش در حقیقت نفس حرکت تاریخ وتکامل را بازگو می‌کند.
نوروز که قرن ها است که بر همه جشن های جهان فخر می‌‌فروشد، جشن ملی تمام کسانی است که در فلات خراسان زمین خود به دنیا آمده اند، تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله افغانان، تاجکان، کرد‌ان و ساکنان سرزمین‌هایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری خراسان بزرگ را تشکیل می‌دادند.
به روایت‌های مکتوب آغاز این سنت از جمشید، پادشاه آریانا دانسته می‌شود که تا امروز از آن بزرگداشت می شود.
فردوسی طوسی؛ حماسه سرای معروف ونامدار تاریخ در استان پدید آمدن جشن‌های نوروز نقل می‌کند: «وقتی جمشید از کارهای کشور بیاسود، بر تخت کیهانی نشسته،همه بزرگان لشکری و کشوری را به گرد تخت فراخواند، همه جمع شدند و بر وی گوهر پاشیدند. جمشید آن روز را که «فروردین ماه» یا «فروهرهای پاکان» نامیده می‌شود، آغاز سال، نامیده، جشن گرفت».
نوروز را در کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی، به ویژه افغانستان، ایران، تاجکستان، پاکستان، هند، آسیای مرکزی، عراق، ترکستان، چین و کشورهای اسلاونژاد اروپایی و مناطق دیگر جهان با آداب و رسوم خاص آن جشن می‌گیرند.
به کوشش کشورهای آذربايجان و قزاقستان، پرونده جهاني شدن روز نوروز، با ارائه هشتادوچهار مدرك و سند تاريخي به ملل متحد به عنوان ميراث غيرملموس جهانی در يونسكو ثبت شد و سازمان ملل متحد، روز نوروز را 8 سنبله 1388 مصادف با 30 اگست 2009 ميلادی روز جهانی اعلام كرد.
گزارش‌گر: ادریس ربانی


کارشناس: هفت سین؛ عنعنه مردم سرزمین آریانای قدیم است
مردم: با خوان هفت سین از سال نو استقبال می‌کنیم
از گذشته هایی دور، در برهه، برهه تاریخ، شهروندان به استقبال سال نو سفرهٔ هفت سین آماده می‌کردند و به اینگونه سال نو را گرامی می‌داشتند، مگر این خوان آرایی‌ها در گذرگاه زمان چگونه طی مسیر کرده است، در مورد ٬ پندارها و باورهای فراوان وجود دارد، به باور بسیاری؛ سفره هفت سین شکل تغییر یافته عنعنه‌یی است که در زمان یما(جمشید) در سرزمین آریانای باستان رواج داشت.
در روایت ها آمده است که مردم با تمام شدن فصل سرد زمستان وآغاز بهار، فصل سرسبزی و طراوت، برای تجلیل از سال نو آمادگی می‌گرفتند، از جمله خوان هفت سین را آماده می‌کردند.
متکی  به روایت‌ها، سفره هفت سین از جمله عنعنه های قدیم مردم آریانا نشین است، با عبورازگذرگاه تاریخ تغییرات زیادی تجربه کرده است.
ابوریحان بیرونی در البقایه که به زبان عربی در باره گاه شناسی ملل باستانی نوشته است، آورده:« چون جمشید براهریمن که راه خیر وبرکت وباران، سبزشدن گیاه را گرفته بود،‌ ‌پیروز شد و دوباره باران باریدن گرفت و گیاهان سبزشدند، مردم گفتند، روز نو(یعنی روز نوین و دوره تازه) آمده است. پس هرکس ظرفی از جو کاشت و مردم در روز نوروز در هفت ظرف، هفت نوع غله کاشتند و سبزکردند».
عبدالناصر مبشر معاون سرمحقق اداره فلکلور شناسی اکادمی علوم افغانستان، در این مورد روایت دیگری دارد، او به خبرنگار آٰژانس باختر گفت: هفت سین به معنای هفت خوان یا هفت سینی مسی بود که دردوره ساسانیان بیشتر در نوروز هفت پتنوس سینی را از هفت نوع گیاه، میوه خشک ویا تر آماده می کردند و به رسم خاصی می بردند به حضورشاه.
به گفته او، در گذشته ها هفت سین، هفت شین وهفت چین بود، هفت سین در اول هفت چین بود که چین به معنی ریشه فعل چیدن، یعنی هفت چیزی که چیده می شود.
او گفت که روایت دیگر اینست که هفت سین اصلا هفت شین بود. به دلیل وجود شراب در هفت شین، بعد از آمدن اسلام، هفت سین جای هفت شین را گرفت.
سنجد، سیب، سرکه، سیر، سماق،  سمنک و سبزه شامل خوان هفت سین است، در این باب، محمد علی داد خواه نوشته است: « سنجد گام نخست سفره هفت سین به نشانه ورود به سرزمین خرد وندای خردگرایی ودعوت به عقل است. سیب، راهیابی به شهر سلامت ونماد صحت است، سلامت شخص و جامعه است. سبزه، رسیدن به ساحل ایثار ومفهوم آن از خود گذری و ایثار است. سمنو، دست یابی به خانه توانایی ونیایش قدرت و مبارزه با ضعف است. سیر، نماد و نشانه مناعت طبع که شایسته است، انسان همواره با قناعت به جهان است. سرکه، نماد و نشانه پذیریش ناملایمات و پذیریش واقیعت های حیات است. و سماق، نماد و نشانه صبر وبردباری و شرط دست یابی به پیروزی و نشستن بر اریکه کامیابی، مبارزه و مقاومت است».
بسیاری به خوان هفت سین از زیر عینک دودی می نگرند اما برای وضاحت عبدالناصر مبشرمی گوید: این رسم به دین ربط ندارد، جزی از مراسم نوروز است و نوروز جشن طبیعت است.
سید حبیب شاکر سرمحقق بخش علوم دینی اکادمی علوم افغانستان، درین مورد وضاحت بیشتر داد، او به خبرنگار آژانس باختر گفت: اسلام در این مورد که هفت سین را جایز بداند یا ممنوع بداند حکم خاصی نکرده مگر اینکه حلال باشد و درآن کاری حرام نشود.
هموار کردن سفره هفت سین در کشور به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی از دیرزمان به این سو، کم رنگ شده است،حتا در نوشته هایی نیز آمده است که افغانستان دیگر پابندی به سفره هفت سین ندارد و بیشتر مردم ایران این رسم را دارند.
به گفته عبدالناصر مبشر، این رسم در شمال کشور هنوزهم در خانواده های ثروت‌مند وجود دارد، ولی تحقیق دقیق صورت نگرفته است که در کدام مناطق هنوزهم اهتمام بیشتر به این عنعنه دارند.
در همین حال عبدالحبیب پنجشیری آموزگار تاریخ در دانشگاه کابل، گفت که آغاز این عنعنه آریانای باستان، بود، وقتی از آریانا صحبت می شود سرزمینی است که کشور های چون افغانستان و ایران را شامل می‌شود و همه این عنعنه‌ها، به همه این جغرافیا برمی‌گردد.
محب پویا که محصل دانشگاه است گفت که هفت سین یک عنعنه مردم فارس زمین بود. در روز سال نو وتجلیل از سال نو، سفره هفت سین را هموار می‌کردند ومی‌خواستند که این روز اول سال را باتمام امکانات که دارند با خوشی وصمیمت آغاز کنند و این عنعنه از دیرزمان به این طرف از اجداد‌شان به ارث مانده است.
حمیده احمدی باشنده شهر کابل گفت: سفره هفت سین در گذشته ها میان خانواده های ما بیشتر معمول بود که برای فال نیک گرفتن سال نو آماده می کردیم و لی حالا این رسم کمتر در میان هم‌شهریان دیده می‌شود.
عبدالحبیب پنجشیری، می گوید که همه قضایایی که با منافع ملی، منطقه و جهان گره خورده باشد، یقین او در جهت حرکت تکاملی تاریخ عمل می کند.
گزارش‌گر: ادریس ربانی

آیین‌های نوروزی
شهروندان با کدام آمادگی‌ها از تولد دوباره بهار جشن می‌گیرند؟ هر رسم و رواج نوروزی قصه‌‌هایی دارد که به برخی از آنها می‌پردازیم:
خانه تکانی
بسیاری به این پندار٬ خانه تکانی می کنند که گویا با این حرکت باهمه سردی وکثافت ناشی از زمستان خداحافظی می کنند و بهار جشن طبیعت ا  با پاکی و صفایی استقبال می کنند.
خدیجه که چنددهه از بهار زندگی را پشت سرگذاشته است و با نقد جوانی موهای سفید سر و گیسوان‌ش را خریداری کرده است درین مورد گفت: زمستان فصل سرد و انجماد است، زمستان دود وکثافت باخود دارد به استقبال بهار نو وبه پندار این، اگر در اول پاک و مصفا بود تا آخر سال چنین می باشد، همه خانه تکانی می کنند، چری، صندلی، وبخاری‌ها را بر می دارند و به این‌گونه با زمستان خداحافظی می کنند.
کالاشویی
چند روزی که به نوروز می‌ماند همه‌ خانواده ها کالاشویی را آغاز می‌کنند، از فرش گرفته تا پوش دوشک، بالشت و لباس‌ها همه را می‌شویند.
آمنه باشنده شهر کابل، از قول مادر بزرگش درین مورد قصه می‌کند: همیشه در یک دو هفته یی که از سال باقی می ماند مادربزرگش هم دعوت به کالاشویی می‌شد، چند زن باهم یکجا می‌شدند به لباس وفرش شویی می‌پرداختند، یک روز به خانه یکی وروز دیگر به خانه دیگری می‌رفتند و کالاشویی می کردند، فقد دو روز پیش از سال نو با کالاشویی وداع می کردند.

سرمه کردن و لباس نو پوشیدن
محمد اسلم کارمند شهرداری شهر کابل گفت که در  نوروز مردم افغانستان بیشتر، سرمه می‌کنند، لباس نو می پوشند چون سرمه کردن را سنت می دانند و به این باور هستند که باعث زیبایی شان می شود.

اسپند دود می‌کنند   شماری در نوروز
رویا حسینی محصل  دانشکده زبان و ادبیات است، در این باب گفت: در افغانستان اسپند را در روز  های خاص برای دور کردن بلا و آفت دود می‌کنند، نوروز  نیز چون یک روز خاص نزد مردم است بناء اسپند دود می کنند.
سبزه لگد کردن
شریف احمدی پسربچه نوجوان از شمال افغانستان در زمینه گفت که با آغاز سال نو و نوروز مردم می روند به دشت و صحرا تا از فضای تازه و سبزآن لذت ببرند که این رسم در مناطق شمال به نام سبزه لگد کردن یاد می شود و از دیر زمانی در سرزمین ٬با همان قوت خود باقی است.

هفت میوه
اگر از اسپند دود کردن بگذریم بسیاری‌ها خوان هفت میوه آماده می کنند
سمیر رحیمی یک تن ازباشندگان شهرنو کابل در این مورد گفت که در روز نوروز مردم افغانستان هفت میوه را از هفت نوع میوه خشک  آماده می‌کنند و از نوروز بزرگداشت می کنند.
اوگفت: این رسم از دیر زمانی در افغانستان وجود دارد.
هفت سین
سیب سنجد سیر سرکه سمنک سمارق و سکه جز خوان هفت سین است.
  محب پویا محصل در دانشگاه کابل، در این مورد گفت : هفت سین یک عنعنه فارس زمین است آنان همه ساله سفره هفت سین را در روز اول سال هموار می کنند و به این باور هستند که با این کار تمام سال شان با خوشی و شادمانی سپری خواهد شد.
سمنک
جز دسترخوان هفت سین است اما بسیاری به استقبال سال نو آنرا آماده می کنند.
مصریه حق پرست که ۳۰ بهار زندگی را پشت سر گذشتانده است، گفت : سمنک پختن رسمی از رسم های نوروز است که بیشتر توسط زنان و دختران اماده می‌شود. به گفته او،  هرکی که  نذری در گردن بگیرد آنرا آماده می کند.
او گفت: ما سبزه های نورس گندم را جوشانده شیره آنرا در دیگ آنداخته چمچه زنان  سرود سمنک را ( سمنک در جوش ما کپچه زنیم   دیگران درخواب ما دپچه زنیم ) می خوانیم تا سمنک پخته می شود.

میله گل سرخ در شمال افغانستان
شهاب الدین یک تن از رانند گان در شهر کابل گفت : میله گل سرخ از جمله رسم های کهن کشورماست که مقامات دولتی و مردم کشور برای زنده نگهداشتن عنعنات مان همه ساله در روزهای نخست سال در شهر مزار شریف از آن  تجلیل می کنند.
همچنان افزود که نشان وحدت ما نیز به شمار میرود چون از همه اقوام بدون تبعیض در کنار هم جمع می شوند و ازاین جشن تجلیل می کنند.
گزارشگر: ساحل لطفی

بازی های نوروزی

شهروندان نوروز را با بازی ها و سرگرمی های خانوادگی سپری می کنند، تعداد زیادی مردم برای تجلیل از نوروز در میله های نوروزی اشتراک می کنند ویا به ولایت ها سفر می کنند.
بزکشی، کشتی یا پهلوانی، ضرب میل و تخم جنگی بیشتر در نوروز انجام می شود.
عبدالصبور باشنده شهر کابل در رابطه به جشن های نوروزی و بازی هایی که در نوروز انجام می شود به خبرنگار آژانس باختر گفت که جشن نوروز در کابل، در ورزشگاه غازی برگزار می شد، نمایش های ورزشی مثل جمناستک، بزکشی، ضرب میل پهلوانی، چوب بازی توسط هموطنان هندو انجام می شد.
او بیشتر به بزکشی تمرکز کرد و گفت که این بازی زیاد تر در چمن حضوری انجام می شد و چاپ‌اندازان از ولایت های مختلف با اسب های شان در این بازی به رقابت می پرداختند.

وی در مورد پهلوانی گفت که پهلوانان از ولایت های مختلف در کابل می امدند و در غازی استدیوم با هم مسابقه می دادند و پیش از آن بازی ضرب میل را انجام می دادند.
بازی های دیگری که مردم در نقاط مختلف با آن سرگرم می شوند گودی پران بازی و تخم جنگی است.
فرهاد جوانی ۳۵ ساله در رابطه به این دو بازی گفت که گودی پران بازی سابقه زیادی دارد و یکی از بازی هایی است که تعداد زیادی از کودکان، جوانان و حتا کهن‌سالان در نوروز به آن مصروف می شوند و کاغذ پران های شان را در هوا جنگ می اندازند.

وی در رابطه به تخم جنگی نیز گفت که این بازی اکثر در مکان های تفریحی و پارک هایی که ازدحام مردم در آن زیاد است، برگزار می شود.

کودکان و جوانان با استفاده از تخم مرغ های جوش داده شده به رقابت می پردازند  تخم را بر یکدیگر می زنند و تخمی که زودتر کسر می گرفت، صاحب آن بازنده می شد.
خانواده هایی که علاقه به میله رفتن نداشتند در خانه می بودند و سرگرمی های خانوادگی را انجام می دادند.
محمد عمر در مورد این بازی ها گفت که خانواده های که در نوروز در خانه های شان می باشند به بازی های چون قلعه بازی، بشین و بخیز و غیره می پردازند.
وی در رابطه به شیوه انجام قلعه بازی گفت که در این بازی دو دسته مقابل هم قرار می گیرند یک دسته «گرگ» و دیگری را «بره» نام می گذارند که هر کدام آنان قلعه یی را برای خود انتخاب می کنند.
اگر دست گرگ به بره خورد، آن بره باید به قلعه گرگ‌ها برود و برای آزاد کردن بره زندانی، بره دیگری باید از دست گرگ ها فرار کند و دست خود را به بره زندانی بزند و بگوید آزاد؛ آن وقت بره آزاد می شود. بازی تا جایی ادامه پیدا می کند که تمام بره‌ها زندانی شوند.
وی در رابطه به شیوه انجام بازی بشین و بخیز نیز گفت همه افرادی که قرار است بازی کند در یک محوطه نزدیک هم ایستاد می شوند، یک نفر از میان آنان سر دسته انتخاب می شود و کلماتی مثل: بشین، بخیز، نشین، مخیز را بطور تصادفی و نامرتب صدا می کند و افرادی دیگر حرکاتی که گفته می شود را باید انجام دهند در صورت تأخیر و اشتباه از بازی خارج می شود بازی تا جایی ادامه پیدا می کند که یک نفر باقی بماند.
ریسمان بازی، منچ بازی، هفت سنگ، نیزه بازی، اسبک بازی از بازی های دیگری است که مردم در نوروز آن را  انجام می دهند.
گزارشگر: محمد عثمان عزیزی

مردم؛ جهنده بالا ریشه در تاریخ دارد.
نوروز مجموعه یی از رسم و ورواج ها است که  ریشه در دل تاریخ دارد و قرن هاست که این رسم و رواج‌ها در گوشه و کنار کشور برگزار می شود. یکی از مراسم برافراشتن جهنده است.
بسیاری به این باور اند که جهنده بالا به دوران آریاییان باستان بر می گردد و نخستین بار این مراسم در بلخ انجام شده است.
سر محقق اسد الله پرفیض، عضو انستیتیوت تاریخ و اتنوگرافی اکادمی علوم که در این مورد با خبرنگار آژانس باختر صحبت کرد و گفت که تاریخچه مراسم جهنده بالا به 3 هزار سال پیش بر می گردد.
وی تجلیل از مراسم جهنده بالا را یاد بودی از فرهنگ قدیم بخدی یا بلخ امروزه می داند، به گفته او یما پادشاه پیشدادی بلخ، روز اول پادشاهی خود را که مصادف بود به روز اول حمل با بلند کردن پرچمی بر سر قلعه نو بهاری بلخ تجلیل کرد که این مراسم از آن روز به بعد توسط مردم سلسله به سلسله حفظ شد تا این که در زمان پادشاهی سلطان حسین بایقرا  این مراسم جنبۀ مذهبی به خود اختیار کرد و جنبۀ تاریخی آن به باد فراموشی سپرده شد.
اما سید محسن حجت یکی از علمای دین می گوید که دو دلیل وجود دارد که در نوروز جهنده را بالا می کنند، نخست این که اول حمل مصادف است به عید غدیر و دوم این که حضرت علی(رض) در 18 ذی الحجۀ سال دهم هجری قمری که مصادف است به اول حمل هجری شمسی به حیث خلیفه چهارم اسلام برگزیده شد، که این روز به نام تخت نشینی مولا مشهور است.
او افزود، مراسم جهنده بالا باید در اولین روز بهار و سر ساعت ۹ صبح در صحن غربی زیارت « سخی » منسوب به امام علی (ع) در شهر مزار شریف بلخ آغاز شود و علم زیارت تا ۴۰ روز در این صحن به اهتزاز در می آید.
الحاج عبدالشکور، پیر مرد ۸۲ ساله، از نوروز و مراسم جهنده بالا حکایت کرد و گفت که مراسم جهنده بالا در زمان‌های گذشته  مثل حالا نبود، یک شب پیش از نوروز در کارته سخی مردم می امدند و تا دمی صبح نعت خوانی می کردند و غذا پخته می کردند و صبح نوروز ساعت پیش از ۹ مراسم شروع می شد، مردم از گوشه و کنار کابل برای دیدن مراسم گردهم می امدن و مقام های دولتی نیزحضور می آوردند و پیام تبریکی شان خوانده می شد، در آن زمان یکی از پهلوانان مشهور کابل به نام پهلوان برات که از افشار کابل بود، همراه با شاگردان سفید پوش خود می آمد و علم مولا را بلند می کرد.
و بعد از بلند کردن علم مولا مردم تا نزدیکی شام در اطراف کارته سخی به بازی های گوناگونی ( کاغذ پرانی، اسب سواری ....... و غیره) می پرداختند.
مردم نسبت به جهنده بالا اعتقاد و باور‌های مختلف دارد، آنان با این باور‌ها چگونگی سال آینده را پیش بینی می کنند.
محمد تقی یکی از باشندگان کارته سخی در رابطه گفت که اگر جهنده به آسانی بالا شود، سال ارزانی، آرامش در پیشرو است.
شگوفه از غزنی نیز چنین فکر می کند به گفته او هرگاه جهنده به بسیار راحتی بلند شود، همان سال یک سال با صفا است و هر گاه جهنده به بسیار سختی و مشکل بلند شود عکس آن اتفاق می افتد.
به باوری بسیاری ها جشن نوروز و برافراشتن جهنده و مراسم متداول دیگر هر کدام مبین فرهنگ اصیل این سرزمین است.
                    گزارشکر: محمد عثمان عزیزی
                                        سید احسان آلله گردیزی


چهاربیتی های نوروزی
تا یار مددگار است نوروز مبارک باد
تا سبزه پدیدار است نوروز مبارک باد
ای عقل امانم ده دیوانه سرمستم
امشب شب دیدار است نوروز مبارک باد
-----------------------------------------------
زبان گشود پرستو که نوبهاران است
ولی چو بال آورده تیر باران است
بهار آمد و شعر بهشت برلب داشت
اسیر خاطر خونین سوگواران شد
----------------------------------------------
آیینه‌ی روزگار لبخند خداست
آرامش سبزه زار لبخند خداست
از عطر نگاه باغ‌ها دانستم
نام دگربهار لبخند خداست
-----------------------------------------------
از همه سوی جهان جلوه او می‌بینم
جلوه اوست جهان کزهمه سو می‌بینم
چون نوروز کند پیرهن از سبزه وگل
آن نگارین همه رنگ و همه‌ بو می‌بینم
-----------------------------------------------
نو بهار است درآن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز وتو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک وعاقل باشی
------------------------------------------------
صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد
که موسم طرب و عیش وناز ونوش آمد
هوا مسیح نفس گشت وباد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
------------------------------------------------
نوروز در شعر شاعران
خیام نیشاپوری
بر چهره‌ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هرچه بگویی خوش نیست
خوش باش ومگو زدی که امروز خوش است
--------------------------------------------------------
شهریار
ای وطن آمده بودم به سلام نوروز
مگرم کوکب اقبال تو تابد پیروز
آمدم در پی آن کوکب آفاق افروز
لیک از این غمکده رفتم همه درد و همه سوز
دگر ای مادر غمدیده بخون زیور کن
جشن نوروز بهل، شیون شهریور کن
-------------------------------------------------------
نظامی گنجوی
بهاری داری از وی برخور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو، را نبوید، آدمی‌زاد
چو هنگام خزان آید برد، باد
-------------------------------------------------------
مولوی
ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی ازیار ما چه دیدی
خندان وتازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی
-------------------------------------------------------
عطار
ای بلبل خوشنوا فغان کن
عید است نوای عاشقان کن
چون سبزه ز خاک سر برآورد
ترک دل و برگ بوستان کن
بالشت ز سنبل و سمن ساز
وز برگ بنفشه سایبان کن
چون لاله زسر کله بینداز
سرخوش شو ودست در میان کن
بردار سفینه غزل را
وز هرورقی گلی نشان کن
صد گوهر معنی ار توانی
در گوش حریف نکته‌دان کن
وان دم که رسی به شعر عطار
در مجلس عاشقان روان کن
ما صوفی صفه صفاییم
بی خود زخودیم و از خداییم
----------------------------------------------------
حافظ
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ارمدد خواهی چراغان دل برافروزی
چو گل خرده داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را ضررها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار ای کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
----------------------------------------------------
سعدی
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست ودکان
ما را سر دوست برکناراست
آنک سر دشمنان وسندان
چشمی که به دوست برکند دوست
برهم ننهد زتیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانیان
-------------------------------------------------------
خواجو
عید آمد وآن ماه دل افروز نیامد
دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد
نوروز من ار عید برون آمدی از شهر
چونست که عید آمد و نوروز نیامد
مه می طلبیدند ومن دلشده را دوش
در دیده جز آن ماه دل افروز نیامد
آن ترک ختایی بچه آیا چه خطا دید
کامروز علی رغم بدآموز نیامد
خورشید چو رسمست که هرروز برآید
جانش هدف ناوک دلدوز نیامد
تا کشته نشده در غم سودای تو خواجو
در معرکه عشق تو پیروز نیامد
------------------------------------------------------
حافظ
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگربار جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است وزمان خواهد شد
ای دل ار عشرت امروز به فردا افکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه واز آن خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان وسرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
---------------------------------------------------------
مولانا
بهار آمد بهار امد بهار مشکبار آمد
نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد
خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
صفا آمد صفا آمد که سنگ وریگ روشن شد
شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان
طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
سماع آمد سماع‌ آمد سماع بی صداع آمد
وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد
شقایق ها وریحان‌ها ولاه خوش عذار آمد
کسی آمد کسی آمد که ناکس زوکسی گردد
مهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
دلی آمد دلی آمد که دل ها را بخنداند
می‌ای آمد می‌ای آمد که دفع هر خمار آمد
کفی آمد کفی آمد که دریا دُر ازو یابد
شهی آمد شهی آمد که جان هر دیار آمد
کجا آمد کجا آمد کزینجا خود نرفته‌است او
ولیکن چشم گه آگاه وگه بی اعتبار آمد
ببندم چشم وگویم شد، گشایم گویم او آمد
و او در خواب و بیداری قرین ویار غار آمد
کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آمد
رها کن حرف بشمرده که حرف بی شمار آمد
--------------------------------------------------------
فریدون مشیری
بوی باران بو سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی وابرسپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه‌ها وسبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب
-----------------------------------------------------------
گردآورنده: ادریس ربانی

 

Leave a comment

Make sure you enter the (*) required information where indicated.
Basic HTML code is allowed.